17. دى 1396 - 12:15   |   کد مطلب: 23518
صبریه:"هرکس به نام سازندگى، ارزش‌هاى انقلابى را مورد بى‌‏اعتنایى قرار دهد، در دعوى سازندگى نیز دچار خطا و توهم است".

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبریه؛ حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در طول سال‌های گذشته بخش اعظمی از بیانات خود پیرامون مسئله انقلاب اسلامی را به بررسی و تبیین "ارزش‌های انقلاب اسلامی" اختصاص داده‌اند.

"ساده‌‌زیستى مسئولان"، "استکبارستیزى"، "سلطه‏‌ستیزى"، "بیگانه‏‌ستیزى"، ‌"‌استبدادستیزی", "افتخار به انقلابیگرى"، "عدالت‌طلبی"، "دوری از تجمل‌گرایی"، "اجتناب از اشرافیگرى", "نفى استثمار"، "نفى سلطه‌پذیرى"، "نفى تحقیر ملت به وسیله‌‌ قدرت‌هاى سیاسى دنیا"، "نفى وابستگى سیاسى"، "نفى نفوذ و دخالت قدرت‌هاى مسلط دنیا در کشور"، "نفى سکولاریسم اخلاقى و اباحیگرى"، ""دفاع از مظلومان جهان"، ‌"فتح قله‌هاى دانش"، "کرامت انسان"، "سعى براى ایجاد برادرى و برابرى"، "‌اخلاق"، "ایستادگى در مقابل ‌دشمن"، "ایمان"، "استقلال سیاسى، اقتصادى، ‌فرهنگى"، "آزادى فکر"، "رواج اخلاق فاضله"، "حکومت مردمى"، "حکومت صالح و انسان‌هاى برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها" و... ‌ازجمله ارزش‌های انقلاب اسلامی هستند که مقام معظم رهبری بر لزوم حفظ و تقویت آن تأکید کرده‌اند.

بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت‌1391/06/02
یک بخش دیگر از این نقاط قوّتى که به نظر من روى آن باید تکیه کرد، مسئله‌‌ برجسته شدن ارزش‌هاى انقلاب است.در این سال‌هائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزش‌هاى‌‌ انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه می‌کردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه کاملاً برجسته شده: مسئله‌‌‌ ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى می‌کردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله می‌نوشتند، حرف می‌زدند، گفته می‌شد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهت‌گیرى انقلابى، ارزش‌هاى انقلابى و مبانى انقلاب است. این را توجه داشته باشید که یکى از عوامل گرایش مردم به دولت، همین‌هاست؛ یعنى مردم به این ارزش‌ها اهمیت می‌دهند. مسئله‌‌‌ دعوت به عدالت، مسئله‌‌‌ ساده‌‌زیستى، دور بودن مسئولان از تجمل؛ اینها خیلى چیزهاى مهمى است.

بیانات در دیدار مردم بیجار1388/02/28
نسل جوان ما خوشبختانه امروز یک نسل غالب در سر تاسر کشور است. جوان‌ها بهوش باشند، بیدار باشند. معیارها مشخص است. در انتخابات، این آگاهى باید اثر کند؛ در بیان خواسته‌‏هاى ملت این آگاهى باید تأثیر بگذارد؛ در حضور گوناگون، در مسائل مختلف، این آگاهى بایستى اثر بگذارد. ملت ایران در انتخاب‌هاى خود- معیارهاى انتخابات را من آن روز عرض کردم، این هم مکمل آن‏هاست- توجه کند؛ کسانى با رأى ملت سر کار نیایند که در مقابل دشمنان بخواهند دست تسلیم بالا ببرند و آبروى ملت ایران را ببرند. کسانى سر کار نیایند که بخواهند با تملق‏‌گوئى به غرب، به دولت‌هاى غربى، به دولت‌هاى زورگو و مستکبر، به خیال خودشان بخواهند براى خودشان موقعیتى در سطح بین‏‌المللى دست و پا کنند.

این‏ها براى ملت ایران ارزشى ندارد. کسانى سر کار نیایند که دشمنان ملت ایران طمع بورزند که به وسیله‏ آن‏ها بتوانند صفوف ملت را از هم جدا کنند، مردم را از دینشان، از اصولشان، از ارزش‌هاى انقلابی‌شان دور کنند. ملت باید آگاه باشد. اگر کسانى بر سر کار بیایند که در مراکز گوناگون سیاسى یا اقتصادى به جاى اینکه به فکر ادامه‏‌ راه امام و ارزش‌ها و اصول ترسیم‏‌شده‏‌ به وسیله‏‌ امام باشند، به فکر به دست آوردن دل فلان قدرت غربى و فلان مستکبر بین‏‌المللى باشند، براى ملت ایران مصیبت خواهد بود. این آگاهى براى ملت لازم است.

دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‏1387/09/24
علت دشمنى عمیق و آشتى‌ناپذیر استکبار و در رأس آنها آمریکا و شبکه‌‌ صهیونیستى دنیا با جمهورى اسلامى، این حرف‌هائى که گاهى گوشه و کنار گفته می‌شود - چه چیزهائى که آنها شعارش را می‌دهند، چه تصوراتى که بعضى در داخل می‌کنند - نیست. مسئله این است که جمهورى اسلامى یک «نفى» با خود دارد، یک «اثبات».

نفى استثمار، نفى سلطه‌پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله‌‌ قدرت‌هاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرت‌هاى مسلط دنیا در کشور، نفى سکولاریسم اخلاقى؛ اباحیگرى؛ اینها را جمهورى اسلامى قاطع نفى می‌کند.
یک چیزهائى را هم اثبات می‌کند: اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزش‌هاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پیدا کردن بر قله‌هاى دانش؛ نه فقط دنباله‌روى در مسئله‌ى دانش، و فتح قله‌هاى دانش؛ اینها جزو چیزهائى است که جمهورى اسلامى بر آنها پافشارى می‌کند.

این نفى و این اثبات؛ اینها دلیل دشمنى آمریکا و دشمنى شبکه‌‌ صهیونیستى دنیاست. اگر نفوذ آمریکا را قبول کنیم، دشمنى‌ها کم خواهد شد؛ اگر راضى شویم که ملت ما به وسیله‌‌ بیگانگان به طرق مختلف تحقیر شود، دفاع از هویت ملى یا دفاع از ارزش‌هاى اسلامى را کنار بگذاریم، مطمئناً دشمنى‌ها به همین نسبت کم خواهد شد. اینکه می‌گویند جمهورى اسلامى رفتار خود را عوض کند، یعنى این.

شنفته‌اید گاهى مسئولین سیاسى کشورهاى مستکبر از قبیل آمریکا، درباره‌‌ ایران که صحبت می‌کنند، می‌گویند: ما نمی‌گوئیم جمهورى اسلامى از بین برود، می‌گوئیم جمهورى اسلامى رفتارش را عوض کند. رفتارش را عوض کند، یعنى این؛ یعنى از این نفى و از این اثبات دست بردارد. این را می‌خواهند.

با همین ایستادگى در این نفى و در آن اثبات، جمهورى اسلامى توانسته با جبهه‌‌ گسترده‌ى مجهز به انواع امکانات مواجه شود و در مقابل او مقاومت کند؛ همان حالتى که در هشت سال دفاع مقدس بود که شرق و غرب و اروپا و ناتو و بعضى از کشورهاى عربى و همه، دست به دست هم دادند علیه جمهورى اسلامى و جمهورى اسلامى بالاخره همه‌‌ آنها را وادار به عقب‌نشینى کرد و خود هیچ عقب‌نشینى نکرد.

در عرصه‌‌ سیاسى و در سال‌هاى بعد از جنگ تا امروز همین معنا وجود داشته؛ یعنى جمهورى اسلامى توانسته در مقابل این جبهه‌‌ عظیمى که در برابرش شکل پیدا کرده، بایستد؛ نه فقط عقب‌نشینى نکند، بلکه پیشروى کند و به دشمن ضربه وارد کند. این، اتفاق افتاده.

دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‏1387/09/24
همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می‌شکند.

آن ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونى چیست؟ همان آرمان‌هاى جمهورى اسلامى است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزش‌ها، سعى براى ایجاد برادرى و برابرى، اخلاق، ایستادگى در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است. اگر ما از اخلاق اسلامى دور شدیم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمى بودنِ مسئولان کشور را دست‌کم گرفتیم، اگر مسئولین کشور هم مثل خیلى از مسئولین کشورهاى دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئله‌ خدمت و فداکارى براى مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمى بودن، ساده‌زیستى، خود را در سطح توده‌ مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگى در مقابل تجاوزطلبى‌هاى دشمن فراموش شود، اگر رودربایستى‌ها، ضعف‌هاى شخصى، ضعف‌هاى شخصیتى بر روابط سیاسى و بین‌المللى مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهاى حقیقى و این بخش‌هاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى کمکى نمی‌کند؛ خیلى اثرى نمی‌بخشد و پسوند «اسلامى» بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهائى کارى صورت نمی‌دهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‏1387/09/24
اجتناب از اشرافیگرى؛ یعنى ضد ارزش کردن. در انقلاب ما این نکته وجود داشت؛ این را بتدریج بعضى‌ها سعى کردند کمرنگ کنند. این در مسائل اقتصادى ما اثر دارد، در مسائل روانى ما اثر دارد.اشرافیگرى و گرایش به اشرافیگرى، یک ضد ارزش بود در انقلاب. یعنى افرادى در سطوح مختلف بودند که از اینکه به اشرافیگرى نسبت داده شوند، یا از آنها چیزى دیده شود که جزو خصوصیات اشرافیگرى باشد، بشدت اجتناب می‌کردند. مسئولین کشور در درجه‌‌ اول متعهد به این قضیه هستند و باید باشند. این تدریجاً ضعیف شد. امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافیگرى، بحمداللَّه وجود دارد؛ یعنى دولت، مسئولین دولتى ساده‌زیستند، مردمى هستند و این خیلى فرصت خوبى است؛ نعمت بزرگى است. این یکى از شاخص‌هاست.

بیانات در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره)1387/03/14
امام در وصیت‏نامه‌‏شان تأکید مى‌‏کنند که این انقلاب یک انقلاب الهى است و پایه‏‌ اصلى آن مردمند؛ یعنى این انقلاب متعلق به مردم است. معناى این حرف این است که هیچ‌‏کس- هیچ قشرى، هیچ فردى، هیچ طبقه‌‏اى- نمى‏‌تواند و نباید ادعاى مالکیت این انقلاب را بکند؛ خود را مالک بداند، دیگران را مستأجر این انقلاب بداند. اگر قرار بود کسى خود را نسبت به این انقلاب مالک و صاحب بداند، از همه مناسب‌‏تر و شایسته‌‏تر، خودِ امام بود که انقلاب بر محور عزم و اراده و شخصیت او به وجود آمد؛ ولى امام خود را هیچ‌‏کاره و خدا را همه‌‏کاره مى‌‏داند. این در بیانات امام موج مى‏‌زند و در وصیّت‏نامه به آن تأکید و تصریح شده است.

پس صاحب این انقلاب مردمند. وظیفه‌‏اى بر دوش همگان سنگینى مى‏‌کند و آن حفظ این امانت بزرگ الهى است. مردم باید خودشان را حافظ این انقلاب بدانند. انقلاب هویتش، معنایش به شعارهاى انقلاب است؛ به جهت‏گیرى‌‏هاى انقلاب است؛ به ارزش‌ها و مبانى انقلاب است. همیشه بوده‌‏اند، امروز هم هستند، در آینده هم خواهند بود کسانى که بخواهند به بهانه‌ اینکه اوضاع جهان عوض شده است، شعارهاى انقلاب را تغییر بدهند یا شعار دینى- بُعد دینى- را از انقلاب جدا کنند یا بُعد عدالت اجتماعى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد سلطه‏‌ستیزى و بیگانه‏‌ستیزى را از انقلاب جدا کنند یا بُعد ضد استبداد بودن را از انقلاب جدا کنند.

انگیزه‌‏هاى مختلف، به بهانه‏‌هاى مختلف همیشه ممکن است وارد میدان شوند، براى اینکه شعارهاى انقلاب و هدف‌هاى انقلاب را تغییر دهند. مردم باید هوشیار باشند؛ بدانند. این انقلاب با شعارهاى خود زنده است. اصلى‏‌ترین شعارهائى که در این انقلاب بر روى پرچم انقلاب نوشته شده است، شعار اسلامى بودن است؛ پایبند بودن به مبانى دین و اصول و قواعد دینى است؛ سلطه‌‏ستیزى است؛ ستیزه‌ با استکبار است؛ دفاع از مظلومان عالم است، آن هم دفاع صریح و صادقانه‏‌ از همه‏‌ مظلومان.

‌بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌1386/12/22
ارزش‌هاى انقلاب چیست؟ ارزش‌هاى انقلاب در درجه‏ى اول، استحکام ایمان و دیانت در دل‌هاست- که منشأ همه‏‌ کارها و مجاهدت‌ها این است- عدالت اجتماعى است، مبارزه‏‌ با فساد است، آزادى مردم در انتخاب است، عدم تحمیل آراء فردى و حزبى و دولتى و غیره بر مردم است، که مردم آزادانه فکر کنند، آزادانه عمل بکنند؛ در چارچوب مقررات اسلامى. مردم‏سالارى دینى‏ یعنى این. این‏ها ارزش‌هاى انقلاب و مبانى انقلاب است. لذا شما که مى‏‌خواهید بروید پاى صندوق رأى و رأى بدهید، هدفتان این باشد که یک مجلسى تشکیل بشود پایبند به همین مبانى انقلاب و ارزش‌هاى انقلاب. نماینده، متدین، امین، معتقد به عدالت اجتماعى- استقرار عدالت در سرتاسر کشور- متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقه‌‏اى از طبقات مسئولین، معتقد به عزت جمهورى اسلامى؛ مجلس باید یک چنین مجلسى باشد.

ما هفت دوره مجلس شوراى اسلامى را گذراندیم. در مجلس شوراى اسلامى گاهى اتفاق افتاده است که کسانى آمده‌‏اند که با اسم «اسلامى» براى این مجلس مخالفت کرده‌‏اند! در دوره‏‌ اول که بحث این بود که اسم مجلس چه باشد- که آمده بود «مجلس شوراى اسلامى»- یک عده‌‏اى ایستادند که نه، «اسلامى» نباشد! خوب، این نماینده‏‌ ملت ایران نیست. ملت ایران براى اسلام این فداکاری‌ها را کرده است. ملت ایران عظمت خود را، عزت خود را، اقتدار خود را، آسایش و رفاه خود را در اسلام جستجو مى‏‌کند. یک عده‌‏اى پیدا شدند که با اسم «اسلامى» براى مجلس مخالفت کردند! خوب، این مطلوب نیست.

یا یک کسانى در یک مجلس دیگرى پیدا شدند، تصمیم گرفتند برطبق خواسته‏‌ مخالفین که مى‌‏گفتند بساط انرژى هسته‌‏اى را جمع کنید، در کشور قانون بگذرانند که دولت را الزام کنند که دنبال انرژى هسته‌‏اى نرود! این هم بود در یکى از مجالس ما. این چیزى نیست که ملت ایران آن را بخواهند. اما در همین مجلس هم- همین مجلسى که الآن بر سر کار هست- قانون گذراندند و دولت را موظف کردند که بایستى انرژى هسته‏‌اى را دنبال کند و موانع سر راه را برطرف کند. همه جور داشتیم.

بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت1386/06/04
شما هم دولتى هستید که این دو خصوصیت را جزو شعارها و برنامه‌‏هاى عملکرد خودتان قرار داده‌‏اید؛ هم به مردم امید مى‏‌دهید، هم وعده‏‌ عدالت مى‌‏دهید. همان امید هم به خاطر این است که شما پرچم عدالت را بلند کرده‏‌اید و دم از عدالت مى‌زنید. حقیقتاً هم خلأ امروز دنیا، بیش از همه چیز خلأ عدالت است. در کشور و جامعه‏‌ خود ما هم بیشترین چیزى که این جامعه تشنه‌ اوست، عبارت است از عدالت.

وقتى ما به مشکلات، کمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهاى بلندى که در ذهن خود ما براى مردم هست، نگاه مى‏‌کنیم، مى‏‌بینیم تقریباً همه‏‌ این‏ها برمى‌‏گردد به مسئله‏‌ تأمین عدالت؛ که اگر عدالت تأمین بشود، همه‏‌ این چیزها حل خواهد شد.

شما عدالت را مطرح کردید، خیلى خوب است، البته ممکن است در این وادى طولانى و پرخطر و دشوار، شما بتوانید قدم‌هایى را طى کنید؛ ممکن است تا پایان راه، عمرهاى ما یا فرصت‌هاى خدمتگزارى کفاف ندهد؛ اما همین قدمى که مى‏‌گذارید و جهتى که اتخاذ کرده‏‌اید، بسیار باارزش و زنده‌‏کننده‌ این شعار است. بنابراین امسال، تصادف هیئت دولت و این هفته‏‌ مبارک با نیمه‏‌ شعبان یک تصادف دل‌نشینى است و معناهایى را در ذهن انسان تداعى مى‏‌کند.

بیانات‌ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى‌1386/01/01
اعتماد به نفس، اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزى است که دشمنان مى‏‌خواهند نباشد. دشمنان مى‏‌خواهند مردم به دولت- که مسئولیت اداره‏‌ امور کشور را دارد- بى‌‏اعتماد باشند؛ سعى کنید این نقشه‌ دشمن را خنثى کنید.

من از دولت حمایت مى‏‌کنم. از همه‏‌ دولت‌هاى بر سر کار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت مى‌‏کنم. این حمایت، بى‌‏دلیل و بى‏‌حساب و کتاب نیست. اولًا جایگاه دولت در نظام جمهورى اسلامى و در نظام سیاسى کشور ما جایگاه بسیار مهمى است، ثانیاً بیشترین مسئولیت‌ها را دولت بر دوش دارد؛ بعد هم این جهت‏گیرى‏‌هاى دینى و این ارزش‏گرایى انقلابى و اسلامى خیلى ارزش دارد.

سخت‏کوشى، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاى استانى، جهت‏گیرى عدالت و زىّ مردمى؛ این‏ها خیلى قیمت دارد و من قدر این کارها را مى‌‏دانم. من به خاطر این چیزها از دولت حمایت مى‏‌کنم‌ البته این حمایت، حمایت بى‏‌حساب و کتاب نیست؛ توقعاتى هم در مقابلش از دولت دارم.

اولین توقع من این است که به مسئولین دولتى مى‏‌گویم خسته نشوند؛ اعتماد به خدا را از دست ندهند؛ به خدا اعتماد کنند و به این مردم اعتماد کنند؛ زىّ مردمى خودشان را حفظ کنند؛ در دام تجمل‏گرایى‏‌هایى که افرادى مى‌‏افتند، نیفتند؛ مراقب و مواظب باشند؛ در مخاصمات جناحى وارد نشوند؛ وقتشان را با دعواهاى سیاسى تلف نکنند؛ با همه‏‌ وجود و با همه‏‌ توان براى این مردم کار کنند؛ آنچه را که با مردم در میان مى‏‌گذارند، به تحقق برسانند و دنبال کنند.

بیانات‌ در دیدار مردم قم‌‌‌ در سالروز قیام نوزده دی1384/10/19
ملت ایران در طول این بیست و هفت سال پیش رفته است؛ موفق شده است. وضع امروز کشور ما قابل مقایسه با وضع بیست و هفت سال قبل نیست. جوانان ما، فضلاى ما، روشن‏بینان و روشن‏فکران ما رشد کرده‌‏اند و پیش رفته‌‏اند؛ ملت ما، على‏رغم همه‏‌ بدخواهى‏‌ها و ملعنت‌‏هایى که دشمنان در تبلیغاتشان کرده‌‏اند، به مبانى انقلاب پایبندتر و علاقه‏‌مندتر شد، که نمونه‌‏اش را در همین انتخابات ریاست جمهورى دیدید؛ ملت به شعارها رأى داد: شعار عدالت‏‌طلبى، شعار خط امام، شعار پایبندى به ارزش‏‌هاى اسلامى؛ ملت دور این محورها جمع شدند. بحمد اللّه مسئولان هم توانستند خودشان را در عرصه‏‌ حرکت، به مردم نشان دهند.

امروز بحمد اللّه همت و حرکت مسئولان ما- مسئولان دولتى، نمایندگان مجلس- براى پیشرفت به سمت مبانى و ارزش‌‏هاى انقلاب ستودنى است؛ آن‏ها کار مى‏‌کنند و حرف‌هایى را که گفته شده، به مرحله‌ عمل نزدیک مى‏‌کنند. براى یک ملت، چه از این بالاتر؛ و چه از این زیباتر و شیرین‏تر؟ بدخواهان جمهورى اسلامى هم همین مسائل را مى‏‌بینند.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم‌1382/11/15
ارزش این انقلاب از این جهت است که ایران را از سلطه‏‌ قدرت‌هاى مستکبر جهانى نجات داد. شما ببینید در دنیا زیاده‏خواهان و انحصارطلبان بین‌‏المللى با ملت‌ها چه مى‏‌کنند! همین‌‏ها بر این کشور، بر این ملت، بر نفت ما، بر فرهنگ ما، بر دولت ما و بر همه‏‌ منابع انسانى و مالى ما مسلّط بودند. انقلاب دست این‏ها را قطع کرد؛ این‏ها را از این کشور بیرون راند و سلطه‏‌شان را از سر این ملت کم کرد. این، ارزش انقلاب ماست. قدر این انقلاب را بدانیم؛ آن را در مسیر خود حفظ نماییم و کمک کنیم به سمت اهداف والاى خود پیش برود. همین اصول و مبانى و پایه‌‏هاست که آینده و سرنوشت و اقتصاد و فرهنگ و دین و دنیاى ما را بهبود خواهد بخشید و زخم‌هاى پیکر ایران عزیز و مظلوم را التیام خواهد داد.

سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 1382/08/12
جامعه‌ ایرانى در افق این چشم‌‏انداز چنین ویژگى‌هایى خواهد داشت: توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگى، جغرافیایى و تاریخى خود، متکى بر اصول اخلاقى و ارزش‏‌هاى اسلامى، ملى و انقلابى، با تأکید بر مردم‏سالارى دینى، عدالت اجتماعى، آزادى‌‏هاى مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان‌‏ها و بهره‏‌مندى از امنیت اجتماعى و قضائی.

پیام به گردهمایى دفتر تحکیم وحدت‏1381/05/27
گردهمایى دفتر تحکیم وحدت براى این‏جانب خاطره‌‏انگیز است. آنچه در سالیان نخستین انقلاب در زیر این نام تحقق یافت، یکسره تأثیرگذار و در مواقعى تعیین‏‌کننده بود. این نام، فهرستى از ارزش‏‌هاى حقیقى انقلاب را در برابر چشم نگاه مى‏‌دارد: پایبندى جوانانه و پرشور به مبانى نظرى و عملى انقلاب، تشکیل صفوف مقدم در عملیاتى کردن آرزوهاى امام بزرگوار در‌باره‏‌ دانشجویان، تاباندن نور امید به افق‌هایى که بیگانگان براى تیره جلوه دادن آن مى‌‏کوشیدند، افتخار و اعتزاز به مسلمانى و انقلابى بودن خویش و بالاخره سهیم شدن در تشکیل فهرست طولانى شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلى. آن‏روز و امروز انگیزه‏‌هاى شناخته و ناشناخته‏‌اى همواره خواسته‌‏اند این عنصر فعال و مفید را از انقلاب و نظام اسلامى جدا کنند. مراکز قدرت استکبارى نیز میل و اصرار خود را بر چنگ انداختن به ذهن و دل دانشجویان، امروزه آشکارتر از همیشه ابراز مى‌‏دارد.

بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)1381/03/14
این انقلاب بر پایه‏‌ اصول مستحکمى بنا شد؛ هم اجراى عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادى و استقلال را- که براى ملت‌ها از مهم‌‏ترین ارزش‌هاست- مورد توجّه‏ قرار داد، هم معنویت و اخلاق را. این انقلاب، ترکیبى از عدالتخواهى و آزادى‏‌خواهى و مردم‏سالارى و معنویت و اخلاق است؛ منتها این عدالت را نباید با آن عدالت ادّعایى و موهومى که کمونیست‌ها در شوروى سابق یا در کشورهاى اقمارِ خود شعارش را مى‌‏دادند، اشتباه کرد؛ این عدالتِ اسلامى است با تعریف خاص خود. همچنین آزادى در نظام جمهورى اسلامى را با آزادى غربى- که به معناى مهارگسیختگىِ صاحبان قدرت و سرمایه و همچنین به معناى بى‏‌بندوبارى انسان‌ها در هرگونه رفتار و عمل است- نباید اشتباه کرد.

این آزادىِ اسلامى است؛ هم آزادى اجتماعى است، هم آزادى معنوى است و هم آزادى فردى با قید اسلامى و با فهم و هدایت و تعریف اسلام است. این معنویت و اخلاقى را هم که جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى جزو اصول خود قرار داده است، نباید با دین‏دارى‏‌هاى متحجّر، بى‌‏منطق و ایستا در بسیارى از جوامع اشتباه کرد. آن دین‏دارى‌‏ها، به‌‏ظاهر و در زبان دین‏دار، اما با ایستایى و تحجّر و عدم فهم مسیر سعادت براى جامعه و انسان همراه است. این پسوند اسلامى بعد از عدالت و آزادى و معنویت، بسیار پُرمعناست و باید به آن توجّه کرد.

بیانات در خطبه‌هاى نمازجمعه تهران‌1379/02/23
من در اینجا تعدادى از این ارزش‌ها را عرض مى‌‏کنم، البته اگر بخواهیم این ارزش‌ها را در یک‌‏کلمه بیان کنیم، من عرض مى‌‏کنم اسلام؛ اما اسلام یک کلمه‏ مجمل است و تفاصیل گوناگونى از آن مى‏‌شود. ملت ما به دنبال ارزش‌هایى بود که همه‏‌اش در داخل اسلام هست و من به بخشى از آن‏ها اشاره مى‏‌کنم:

ارزش اول، ایمان است. مردم از هُرهُرى‏‌مسلکى و بى‏‌بندوبارى و بى‏‌ایمانى بیزار و ناراضى بودند و مى‏‌خواستند دلشان به ایمانى قرص باشد. ارزش بعدى، عدالت است. مردم مى‌‏دیدند که جامعه، جامعه‏‌ غیر عادلانه‌‏اى است. بى‌‏دریغ از بالا تا پایین ظلم مى‏‌کردند؛ خودشان هم به خودشان ظلم مى‏ک‌ردند. در داخل رژیم طاغوت، آنجا هم نسبت به همدیگر ظلم و بى‌‏عدالتى روا مى‏داشتند؛ به مردم هم بى‌‏نهایت ظلم مى‌‏شد. در قضاوت ظلم مى‌‏شد، در تقسیم ثروت ظلم مى‌‏شد، در کار ظلم مى‌‏شد، به شهرهاى دور دست ظلم مى‏‌شد، به آدم‏‌هاى ضعیف ظلم مى‌‏شد. همه جا ظلم محسوس بود و انسان با پوست و گوشتِ خودش ظلم را حس مى‏‌کرد.

مردم به دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتى و رفع فقر بودند. این هم یکى از ارزش‌هایى بود که مردم دنبالش بودند. این مقوله‌ دیگرى غیر از عدالت است. در جامعه، کسى یا مجموعه‏‌اى در اوج غنا و برخوردارى؛ اما یک عدّه‏‌ دیگر از اوّلیات زندگى محروم. این چیزى است که هرکسى از آن مشمئز مى‏‌شود و آن را نمى‏‌پسندد. مردم به دنبال رفع شکاف طبقاتى و نزدیک کردن فاصله‏‌ها بودند. ما مثل کمونیست‌ها ادّعا نمى‏‌کردیم که همه بیایند نان‌خور دولت شوند و ما به همه حقوق مساوى بدهیم؛ نه. اما شکاف طبقاتى به این صورت و با این عمق، براى مردم و انقلابیون مسلمان و براى رهبر آن‏ها قابل قبول نبود.

رژیم طاغوت و رژیم‌هاى قبل از آن در ایران، مردمى نبودند. مردم هیچ‏کاره بودند. یک نفر به کمک انگلیس‌‏ها آمده بود، در تهران کودتا کرده بود و خودش را پادشاه نامیده بود. بعد هم که خواست از ایران برود یعنى خواستند او را ببرند؛ چون پیر شده بود و به‏‌دردشان نمى‏‌خورد پسرش را جانشین خودش کرد! آخر این پسر کیست و چیست؟! پس مردم چه‌‏کاره‏اند و رأى آن‏ها چیست؟! این‏ها اصلًا مطرح نبود. قبل از آن‏ها هم قاجاریه بودند. یک فاسد می‌‏مرد، یک فاسد دیگر به جاى خودش مى‏‌گذاشت. مردم در اداره و تعیین حکومت، هیچ‏کاره‌ محض بودند. مردم این را نمى‌‏پسندیدند. مردم مى‌‏خواستند که حکومت متعلّق به آن‏ها باشد؛ برخاسته‏‌ از آن‏ها باشد؛ رأى آن‏ها در آن اثر داشته باشد.

ارزش بعدى، دین‏دارى است. مردم مى‏‌خواستند متدیّن باشند. آن رژیم گذشته در همه جا در محیط جامعه، در سربازخانه، در دانشگاه و در مدرسه سعى مى‏‌کرد مردم را به بى‏دینى سوق دهد؛ اما مردم نمى‏‌خواستند. مردم متدیّن بودند. مردم نشان دادند که ایمان و اعتقاد به اسلام، تا اعماق جان آن‏ها نفوذ دارد.

ارزش دیگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چیزى که مردم را وادار مى‌‏کرد که نسبت به این قضیه حسّاسیت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجی‌ها با مال مردم در سطح حکومت بود. این از آن چیزهایى بود که مردم نمى‏‌خواستند. نظام اسلامى بر اساس این ارزش به وجود آمد که چنین چیزى نباشد.

ارزش دیگر، سلامت دینى و اخلاقى زمامداران است. مردم مى‏‌خواستند کسانى که در رأس جامعه‌‏اند، متدیّن باشند؛ فاسد نباشند؛ اخلاقشان فاسد نباشد؛ رفتارشان فاسد نباشد؛ خودشان فاسد نباشند؛ دوروبرى‏‌هایشان فاسد نباشند، که آن روز بودند!

رواج اخلاق فاضله، یکى دیگر از ارزش‌ها بود. مردم مایل بودند که اخلاق نیک و خلقیّات اسلامىِ پسندیده در بین آن‏ها شیوع پیدا کند و برادرى، محبت، همکارى، صبر، اغماض، بخشش، دستگیرى از ضعفا و کمک به ضعفا و گفتن حق بین آن‏ها رایج شود.

آزادى فکر و بیان هم یکى از ارزش‌هاى انقلاب بود. مردم مى‏‌خواستند آزادانه فکر کنند. آن روز، آزادى فکر، آزادى بیان و آزادى تصمیم‏‌گیرى هم نبود. مردم این را نمى‏‌خواستند؛ مى‏‌خواستند این آزادی‌ها باشد.

یکى دیگر از ارزشها، استقلال سیاسى و اقتصادى و فرهنگى است. مردم مى‏‌خواستند که این کشور از لحاظ سیاسى، محکوم فلان رژیم اروپایى یا امریکا نباشد؛ از لحاظ اقتصادى، اقتصادش وابسته‏‌ به کمپانی‌هاى جهانى نباشد که هر کارى مى‌‏خواهند، با این کشور بکنند. از لحاظ فرهنگى، با فرهنگ عمیق و غنى‏‌اى که دارد، کورکورانه تابع و دنباله‏‌روِ فرهنگ بیگانه نباشد.

ارزش‌ها که مى‏‌گوییم، یعنى دین، ایمان، استقلال سیاسى، استقلال اقتصادى، استقلال فرهنگى، آزادى فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمى، حکومت صالح و انسان‌هاى برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها.

پیام به مناسبت آغاز به کار پنجمین دوره‌‌ مجلس شورای اسلامی1375/03/11
شاید یکى از عوارض دوران سازندگى در نظام‌هاى ارزشى آن است که برخى افراد ساده‏‌اندیش و ظاهربین را از نقش عامل ایمان و عقیده و اصول پایه‌‏اى نظام غافل مى‌‏سازد و این پندار غلط را بر آنان مسلط مى‌‏کند که گویا با ورود به مراحل پیشرفت سازندگى کشور، دوران شعارهاى مقدس و ارزش‌هاى اصیل به سرآمده است. این تصور باطل همراه با برخى انگیزه‌‏هاى مادى و شخصى موجب آن مى‏‌شود که این‏گونه اشخاص ارزش‌ها را مورد بى‏‌اعتنایى قرار داده، رابطه‏‌ تنه و شاخه را با ریشه، انکار کنند. براى پیشگیرى از این پدیده‏‌ خطرناک، بر زبدگان ملت است که در همه‏‌ برنامه‏‌ریزى‏‌ها به نقش بنیانى ارزش‌هاى اسلام و انقلاب تکیه‌‏اى حقیقى- و نه زبانى و ظاهرى- نشان دهند.

بدیهى است که هر ملتى براى تأمین سعادت و عزت خود نیازمند به حرکت سازندگى در کشور خود مى‌‏باشد. مشکل ملت‌هایى که نمى‌‏توانند با تلاش سازنده، کشور خود را از حضیض فقر و وابستگى و تبعیض و فساد سیاسى و اخلاقى نجات دهند آن است که: سازندگى را با فراموش کردن اصول ارزشى و اخلاقى و دینى صحیح، طلب مى‌‏کنند و به دنبال سراب سازندگى، خود را در دام بیگانگان یا در ورطه‏‌ فساد مالى و سیاسى و اخلاقى مى‌‏افکنند. نتیجه آن است که به نام پیشرفت ظاهرى کشور، انسانیت و شرف و استقلال خود را از دست مى‏‌دهند، و غالباً حتى به سازندگى پایه‏‌هاى مادى کشور خود هم توفیق نمى‏‌یابند و دنیا و آخرت و ماده و معنى را یکجا فداى غفلت خود مى‏‌کنند.

جمهورى اسلامى مدعى سازندگى کشور و نجات ایران از عقب‌‏ماندگى‏‌هاى دوران ستم‏شاهى است، و امروز هر گامى در راه پیشرفت علمى و صنعتى و اقتصادى و هر اقدامى در وادى نوسازى کشور، دلیلى بر حقانیت نظام مقدس جمهورى اسلامى و شاهدى بر درستى آن مدعا است. ولى هر اقدامى در راه توسعه‏‌ اقتصادى و آبادسازى کشور در صورتى‏ با توفیق همراه خواهد بود که از تفکر و اصول اسلامى مایه بگیرد و در جهت تحکیم آرمان‏‌ها و ارزش‌ها و شعارهاى انقلاب اسلامى باشد. در این صورت است که حرکت سازندگى، حرکتى حقیقى و تضمین شده خواهد بود و کشور به توهم سازندگى، در ورطه‏‌ وابستگى و فساد مالى و سیاسى و اخلاقى نخواهد غلتید.

هرکس به نام سازندگى، ارزش‌هاى انقلابى را مورد بى‌‏اعتنایى قرار دهد، در دعوى سازندگى نیز دچار خطا و توهم است، و هرکس به این عنوان که امروز روز عمل است، شعارهاى درخشان انقلاب را تحقیر کند، مانند کسى است که بر سر شاخه نشسته و بن مى‏‌برد. لیبرالیسم منحرف غربى که امروزه ملت‌هاى اروپا و امریکا در فضاى آلوده‏‌ آن دست و پا مى‏‌زنند و اخلاق و فضیلت و روابط انسانى و اساس خانواده و پیوند نسل جدید را با پدران و مادران و بطور کلى معنویت و ایمان خود را در سایه‏‌ شوم آن فانى شده مى‏‌یابند، در میدان سیاست و اقتصاد، توقعات نامشروعى را از نظام اسلامى و مسئولان بلند پایه‏ آن مطرح مى‏‌کند.

بیانات در خطبه‌هاى نماز عید فطر1374/12/01
آن کسى که اسلام را نمى‏‌پسندد و مقرّرات اسلامى را قبول نمى‏‌کند و براى خاطر دل بیگانگان و خوشامد دیگران، به انقلاب و ارزش‌هاى انقلابى اهانت مى‏‌کند و یا به خاطر ترس از دیگران، به جاى اینکه به ملت گرایش نشان دهد، به دشمن گرایش نشان مى‏‌دهد و آن کسى که تقواى لازم را ندارد و اهل معنویّات نیست و اهل دنیاست و فقط براى نام و نشان و استفاده‏ى شخصى، این مسئولیت را مى‏‌خواهد، او لایق و شایسته‏‌ این کار نیست.

دنبال آدم‏‌هاى مؤمن و شجاع و انقلابى و کسانى که بتوانند قدرت این ملت را- که در سایه‏‌ ارزش‌هاى انقلابى است- حفظ کنند، باشید. کسانى که وقتى قوانینى مى‏‌گذارند و موضعى مى‏‌گیرند و نطقى مى‌‏کنند، همه در این جهت باشد. این طور آدمى، شایسته‏‌ آن است که به عنوان وکیل این ملت، به مجلس شوراى اسلامى برود؛ آن کسى که بفهمد امام چه مى‏‌گفت، چه مى‌‏خواست و چرا مى‏‌خروشید.

بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی1374/04/21
اگر فرض کنیم در مجموعه‏‌اى، مثلًا نیروى انتظامى یا یک مجموعه‏‌ غیر نظامى، عدّه‌‏اى که مؤمن، پرهیزکار، مقیّد به امانت، پاک‏دامن و معتقد به انقلابند، و خود را سرباز و مدافع ارزش‌هاى انقلابى و معنوى مى‏‌دانند، احساس کردند که در این مجموعه، غریب و تنها هستند، باید کشف کنید که بر فضاىِ داخلىِ این مجموعه، ارزش‌هاى اسلامى حاکم نیست. اما به عکس، اگر کسانى که در این مجموعه، ضدّ ارزش‌هاى انقلابى و اسلامى هستند و اعتنایى به امانت، پاک‏دامنى، تقوا، حفاظت از احکام و مقررات اسلامى، دین، عبادت، نماز، حضور و سایر نمادها و شاخص‌هاى معنوى نمى‏‌کنند، احساس کردند که در این مجموعه تنها و بى‌‏پشتیبان هستند، این حاکى از آن است که بر فضاى درونى این مجموعه، ارزش‌هاى الهى و اسلامى حاکم است. این، یک معیار است و در تمام دستگاه‏‌هاى دولتى و تمام صحنِ محیطِ اجتماع، باید این‏گونه باشد.

پیام به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)1370/03/13
همچنین مسئولان نظام، اعم از نمایندگان محترم مجلس و مأموران اجرایى و قضائی، باید مراقب باشند که از عوارضى که در نظام‌هاى طاغوتى و غیر‌مردمى، بیمارى همه‌‏گیر کارگزاران است، خود را با دقت و وسواس دور نگهدارند؛ بیمارى رفاه‌‏زدگى و عشرت‏‌طلبى؛ بیمارى زدوبند نامشروع و فساد مالى و ادارى؛ بیمارى تکبر و دورى از مردم و بى‌‏اهمیتى به نیاز و خواست و اراده و حضور آنان؛ بیمارى دسته‌‏بندى‏‌هاى ناسالم و ترجیح مقاصد باندى بر مصالح عمومى و امثال این‏ها، که ابتلاى به آن، مانند موریانه پایه‌‏هاى هر نظامى را سست و پوک مى‌‏کند؛ و یا دل سپردن به سنت‌هاى طاغوتى و رغبت به احیاى آن‏ها و بى‌‏تفاوتى یا بى‌‏اعتنایى به ارزش‌هاى اسلامى و انقلابى، که دل را مى‏‌میراند و نشاط و شوق خدمت به مردمى را که مخلصانه جان و مال خود را در راه انقلاب داده‌‏اند، سلب مى‌‏کند و آنان را نومید و غمگین مى‌‏سازد.

بیانات در دیدار با مسؤولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهورى‌ ‏اسلامى‏ ایران1369/05/01
نباید بگذارید چهره‏‌ انقلابى جمهورى اسلامى، در آن کشورى که شما هستید، اندکى مخدوش بشود. انقلاب، یک ارزش است. آن کسانى که تلاش مى‌‏کنند انقلاب و انقلاب‏گرى را ضد ارزش کنند، همان کسانى هستند که بیشترین ضربه را از انقلاب خورده‌‏اند. تردید در مفاهیم انقلابى، ضد ارزش است. تردید در مبارزه‏‌ با قدرت‌هاى ستمگر و سلطه‌‏گر و ظالم، ضد ارزش است. راه نجات ملت‌ها، در استقلال آن‏ها از قدرت‌هاى ستمگر است. همیشه سعى قدرت‌هاى ستمگر این بوده که به ملت‌ها ثابت کنند بى‌‏خود تکان مى‏‌خورند و اشتباه مى‌‏کنند. راه نجاتشان این است که زیر بال ما بیایند و پلکان دیگرى از پلکان عروج در امور مادّى و سلطه‌ نابحق بشوند! این را تفهیم مى‏‌کنند. ما باور نمى‏‌کنیم و نمى‌خواهیم بگذاریم ملت‌هاى دیگر هم باور کنند.

بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام1368/11/09
ارزش‌هایى که ما در انقلاب براى آن‏ها مى‏‌خواهیم تلاش کنیم و کارمان براى آن‏هاست، دو مبنا و پایه دارد: مکتب و مردم. مکتب بدون مردم متصوّر نیست؛ چون مکتب ما مکتبى نیست که از مردم جدا بشود. اصلًا این یک فریب است که ما بیاییم اسلام را از نفع و خیل مردم جدا کنیم و بگوییم مردم و سرنوشت آن‏ها را رها کنید و به دین و خدا و اسلام بچسبید! این، همان اسلامِ تحریف شده است. این، همان چیزى است که امام (ره) از اول شروع مبارزه با آن جنگید.

بسیارى از آدم‌‏هاى خوب و عالِم، حرف امام را در این راه فهمیدند و البته بعضى از متحجّران و نادان‌ها هم تا آخر نفهمیدند و هنوز هم بعضى این حقیقت را نمى‌‏فهمند. تفکر اسلامى، از خیل مردم و براى مردم بودن جدا نیست. هر چیزى که شما دیدید به نظرتان اسلامى است، اما از صلاح مردم مجرد است، بدانید در شناخت و فهم اینکه آن اسلام است، اشتباه مى‌کنید یا در فهم خود آن شى‏ء محققاً اشتباهى وجود دارد. پس، پایه‏‌ ارزش‌هاى اسلامى و انقلاب ما، بر دو پایه‏‌ مکتبى و مردمى است.

بیانات در مراسم بیعت از دانشجویان و دانشگاهیان‌1368/03/23
دانشگاه جهت‏دار و دین‏دار، به‏‌شدت متمایل به ارزش‌هاى انقلابى و اسلامى است. البته ارزش‌هاى انقلابى از ارزش‌هاى اسلامى به‌‏هیچ‏‌وجه تفکیک‏‌پذیر نیست؛ این‏ها باهم یکى است. کسى نمى‏‌تواند بگوید من مسلمانم؛ اما انقلاب را قبول ندارم، و یا بگوید من انقلابى هستم؛ اما اسلام را قبول ندارم! امروز زنده‌‏ترین تپش‏‌هاى انقلابى در اینجاست؛ بسیج‌‏کننده‌‏ترین نیروهاى مردمى، این انقلاب است؛ در حالى که سرتاسر دنیا، انباشته از انقلاب‌‏هاى گوناگون است. پس انقلابى غیر اسلامى و اسلامى غیر انقلابى نداریم. ارزش‌هاى انقلابى، همان ارزش‌هاى اسلامى است.

منبع: تسنیم/

انتهای پیام/

دیدگاه شما

آخرین اخبار

پارلمان مجازی ایران
سلامت نیوز
فوت وفن
هواشناسی کرمانشاه
پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی سيد علی خامنه ای (مد ظله العالی)
پویش- دخترانه- ما زنده ایم
تلگرام صبریه